تبليغاتX
خاطرات یه کپل

خاطرات یه کپل

گاهنوشتهای یه کپل

کپل و تعطیلات نوروزی

کپل تا سوم خونه بود سوم تا یازدهم شیفت بود و از ۱۱ تا ۱۷ باز خونه بود

در ایام خونه نشینی شهر کپل پر شده بود بود از گدا توریست

گدا توریست به توریستی اطلاق میشود که بدون امکان اقامتی و فقط با یه چادر میره مسافرت

برای روشنایی از نور خورشید

برای دستشویی از پارک

برای حمام یه چند روز حموم رفتن که کسی را نکشته

برای غذا از کپسول گاز

برای ...

خلاصه این به اصطلاح مسافران به شهر ما یورش آوردند و همچون قوم بربر به تخریب امکانات شهری پرداختند

خانومه خجالت نمیکشید لباس زیر خودشو و خونوادشو از تابلوی راهنمایی آویزون کرده بود

مسافران به اسم غریبه بودن از ورود ممنوع و یکطرفه میگذشتن و بعد از اعتراض میگفتن مردم شما که به مهمون نوازی معروفن !!!! چه ربطی داره خدا عالم است

یه مسافر خارجی ازم پرسید جایی اینطرفا زلزله یا سونامی اومده که اینها اینجوری اومدن ؟؟ باید چی میگفتم؟ گفتم سونامی مسافر نوروزی اومده

بی انصافها حتی آب معدنی هم نمیخریدن با دبه پلاستیکی زیر شیر آب میرفتن

خلاضه خدا را شکر تا عید سال آینده خبری از این سیل بنیان کن نیست ولی نه به پیاده رو رحم کردن نه به پارک خلاصه به هیچ چیز و هیچکس رحم نکردن گله بوفالو رد شده بود کمتر خسارت میزد

تو این هاگیر و واگیر داشتم روزنامه میخریدم یه لکسوس پلاک ۵۵ و یه بنز CLK پلاک ۴۴ کنارم ترمز کرد خانومه با یه پوشش کاملا .... ازم پرسید ببخشید آقا ... ( پیش خودم گفتم حالا میخواد آدرس یه هتل ۷ ستاره بپرسه ) گفتم بفرمایید :

فرمودن میخواستیم چند روز تو شهرتون چادر بزنیم جای مناسب سراغ ندارین ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

منهم امونش ندادم گفتم شما دیگه بیا رو سر من چادر بزن   خجالت نمیکشین با این دک و پز میخواین کنار خیابون چادر بزنین...


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم فروردین 1389ساعت 13:0  توسط کپل  | 

کپل و عید

عید همگی مبارک براتون ارزوی بهترینها را دارم
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم فروردین 1389ساعت 7:45  توسط کپل  | 

كپل و تايلند

كپل از سفر اكتشافي به سرزمين تايها برگشته

سواديكاپ

يعني سلام و خوش آمد گويي به زبان تايلندي /**/ /*]]-->

تايلند


كشور پادشاهي تايلند در جنوب شرق آسيا قرار داره پايتختش بانكوك هست و از مهمترين شهرهاي توريستي اون پاتايا و پوكت هست.ئاحد پولش بات هست تقريبا  هر بات 32 تومن خودمون.

بهترين فصل سفر اواخر دي تا اوايل ارديبهشت.

 

 

 

 

 من و دوستم , و داداشم امسال تصميم گرفتيم مجددا بريم اونجا،القصه بعد كلي پرس و جو خلاصه يه تور جور كرديم 4 روز بانكوك 4 روز پاتايا شد سر جمع 700000 تومن ناقابل البته هتلهاي ما 4 ستاره بود. پرواز ماهان از فرودگاه امام ،ترانسفر بين دوشهر.

 فرودگاه خروجي هم كه پرداخت كرديم خلاصه شنبه شب پريديم فرداش رسيديم بانكوك6/5 ساعت پروازمون طول كشيد ولي پذيرايي ماهان خيلي خوب بود در مقايسه با ايران اير و اسمان.

طبق معمول عزيزان هموطن به محض اينكه رسيدن خانمها حجابشون را از دست دادن و همه رفتن جهت تجديد آرايش و آقايون هم دنبال Duty Free فرودگاه تا مشروب بخرن... حالا حساب كنين ساعت 7 صبح به وقت اونهاست ما زود تشريفات گمركي مثل تست قرنيه را انجام داديم اومديم دم در منتظر بقيه... حالا دارن يكي يكي ميان خانمها خرامان خرامان آقايون تلو تلو خوران ... دست آخر هم چندتاشون معلوم نشد چي شدن ؟!!! چون از بس اعتراض كرديم بدون اونها رفتيم هتلهامون .. اتوبوس هر گروه را جلوي هتلش پياده ميكرد.اينو داشته باشين كه بهتون بگم اكه يه مقدار انگليسي بلدين اصلا با گروه ايرانيها جايي نرين كه دليلشو واستون تعريف ميكنم.

متاسفانه بدقولي و سروقت نبودن توي خون ما هست و هر جا كه با هموطنها ميرفتيم دچار اين بليه ميشديم كه اگر با شما وعده كرده بودن ساعت 10 محال بود تا 10/15 كسي پيداش بشه و زودتر از 10/45 هم اكيپ حركت نميكرد .. حالا انتظار داريد كه بواسطه اين تاخير در هتل بعدي همه آماده باشند اما دقيقا داستان تكرار ميشد... خانمهاي عزيز در حال بچه غذا دادن و آرايش كردن و .... هستن و كوچكترين احترامي به اين تاخير و ديركردشون نداشتن تازه طلبكار هم بودن  كه چرا اعتراض ميكنيد؟؟؟؟؟؟؟

خوب از سري بعد ما با تورهاي بين المللي ميرفتيم .. خنده دار اينكه تا آژانس تايلندي ميفهميد ما ايراني هستيم 100 بار تاكيد ميكرد سر وقت باشيد و غذاي عربي و ايراني هم سرو نميشه كه ما شكر خدا مشكل نداشتيم ...

در بانكوك براي اين تور يابي بريد دنبال آژانس AT&T واقعا منصفانه حساب ميكنن به مراتب ارزونتر از تورهاي هتل...   اما پيشنهاد من اين هست كه خودتون برين چون بازهم ارزونتر تموم ميشه يه نقشه توريستي بگيرين و جاهايي را كه مي خواهين ببينين را از روي اون انتخاب كنين

البته فراموش نكنيد چونه زدن را كه دقيقا همه جا مصداق داره حتي با تاكسي كه عجيب بي انصافن.

 تا يادم نرفته بهتون بگم در بانكوكدانست بهترين محل سوار شدن به تاكسي خيلي مهمه چون يهو كرايه شما 3 برابر ميشه چرا؟ حالا ميگم اين شهر اصلا چيزي بنام دور برگردان يا ميدان نداره و درست روي همه خيابونهاي اصلي پل زدن و واسه دور زدن و برگشتن بايد كيلومترها برين تا جايي پيدا كنين برگردين.. يه وسيله نقليه مسخره هم دارن بنام توك توك كه يه موتور سه چرخه هست و هر كي ميخواد هيجان انگيز سفرش را بگزرونه با اينها بره .... برخلاف بقيه مردم تايلند اين افراد به هيچي احترام نميزارن و هر لحظه شما انتظار چپ شدن يا تصادف داريد.

تورهاي داخل بانكوك كه اصلا از دستشون ندين:

توركاخ و معابد بودا

تور سه گانه بازار شناور .مزرعه كروكوديلها و باغ نارگيل

شهربازي

باغ وحش

اما تور كشتي را اگر گروهي با حال هستين برين فكر نكنين اين همون تور كشتي در دبي هست اينجا هم شام را روي رودخانه ميخورين با موزيك و رقص اما تور كشتي دبي خيلي فرق ميكرد.

مراكز خريد اصلي:

بازار پتونم : محل خريد لباسهاي واقعا خوش قيمت و البته بنجل بازار

نايت بازار: محل فروش صنايع دستي

ديسكاوري: اجناس ماركدار

M.B.K : بنجل بازار

كاسامت: خريد لباس بشكل عمده

Central World : اجناس ماركدار و يه محيط آروم

Pantip Plaza: لوازم كامپيوتري

بازار پلاتينيوم : بنجل بازار


و .....

براي خريدهاي روز مره دنبال مغازه هاي 711 باشيد كه قيمتهاي همه چيزش بهتر جاهاي ديگه هست.

ت

حواستون باشه در تايلند دلار ها فرق ميكنن يعني 100 و 50 دلاري گرونتر از 1/2/5/10و 20 دلاري مبادله ميشوند.

 

بالا غيرتا از اون جاهاي بانكوك از من سوال نكنيد چون كاملا بدون شرح است!!!

 

و اما پاتايا:

THE GOOD BOY GOES TO HEAVEN AND THE  BAD BOY GOES TO PATAYA!!

 

اين را روي يه تابلو در ورودي پاتايا زدن.... كاملا روشنه نياز به توضيح نداره

 

اين شهر در اصل توسط آمريكاييها هنگام جنگ جهاني بنا گذاشته شده براي ريكاوري سربازان!!!

 

در اين شهر حتما تورهاي زير را برويد:

آكواريم

باغ گلها

جزيره مرجاني: CORAL ISLAND

نمايش آلكازار

 

اين شهر دو سه تا خيابون اصلي داره   Walking street, Beach Road & 2nd street تو خيابون walking  شما از 9 شب به بعد نميتونيد بريد با ماشين... بلكه حتما بايد پياده برين ووو واقعا ديدنيه



+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم اسفند 1388ساعت 9:31  توسط کپل  | 

کپل و فریادی از کانال کولر

نمیدونم چی شد حال نداشتم بنویسم و چی شد که نوشتم

بگذریم

در ایام غیبت حوادث شگرفی در زندگیم پیش اومد :

بیمه بدنه ۲۰۶ سررسید شد

سفر به سرزمین تای ها قطعی شد

پرسپولیس پوزه استقلال را به زمین زد و کریم باقری با یه شوت ترکی استادیوم را منفجر کرد

در تلویزیون میدیدم مردم ما چقدر خل تشریف دارن که از دو شب  قبل میرن ورزشگاه و بدون هیچ امکاناتی میگیرن میخوابن !!!!

در شبی که خانه بودم به ناگه با فریادی از درون کانال کولر و صدای پنجه روی آهن به اتفاق داداش گرامی بیدار شدم  .... اما خوب بواسطه خصلتی که در شهر ما هست تصمیم گرفتیم بخوابیم ضمن اینکه چند عدد فحش آبدار نصیب اون موجود نگونبخت کردیم و خوابیدیم هاهاها چقدر مزه میداد وقتی هردومون صبح گفتیم عینهو فیلمهای ترسناک یه موجود وحشتناک میخواسته بیاد پایین و کلی خنده فرمودیم

به هرحال یهو دیدیم و شنیدیم که این موجود گربه ایی است کمی صبر کردیم شاید حس کار کردن خاتمه یابد اما گربه ول کن نبود

دریچه کولر باز شد و ۲ برگ کالباس سالامی در محل قرار دادیم ولی دیگه گربه نیامد حیف از کالباسها

به پشت بام رفتیم و با مشاهده گربه اورا از میان کانال کولر و برزنت بیرون کشیده و از پشت بام به کف اسفالت هدایت کردیم در حالیکه انتظار داشتیم گربه پهن باشد اما یهو بلند شد نگاهی چپ چپ با ما انداخت و چیزهیی میو میو کنان به ما گفت و رفت ... لذا ما هم عجالتا گفتیم هر چی گفتی ۷ جد و اباد خودت

بستن دریچه کولر ۳ روز طول کشید اونهم پس از کلی غرولند مادر بزرگوار

در این ایام مشاده فرمودیم ماریا خانم توانستند مردی را از راه بدر نموده و گوشهاشون را چند متری دراز کنن که به همین سبب کلی به ایشان تبریک عرض مینماییم

سمیه خانم هم که در خرخوانی موفقیت خوبی داشته اند تبریک

نوگل خانم هم همچنان مشکل شیزوفرنیشان حل نشده و مدام در حال جویدن خرخره مردان نازنین هستند

یکی از دوستان بدلیل گرمی سرشان با بلوک میان خیابان تصادف کرده اند و بیمه برایشان ۹.۵ میلیون تومان خسارت نوشته .... مزدا ۳ شنگول و منگولشون شده مزدا نمکی !!!! چقدر خرت و پرتهاش گرونه

البته خدا رحم کرد که ایر بگ باز شده والا دوست من سرش میرفته توی ضبط ...

به قیمتها نگاه کنین : ایربگ چلو حدود ۷۰۰ تومن

                             چون ایربگ باز شده کمربند ایمنی و فرمون باید عوض بشه جل الخالق ۸۰۰ تومن چون کمربندش یه کیت هم داره که باید پروگرام بشه

خلاصه سر شاسی . رام . سپر چراغ لاستیک رینگ و .... همه از این دنیا رفته اند

چون هنوز دلم خنک نشده استقلالیها به احترام ما کلاهتون را بلند کنین

کپل در این ایام با حمایت عاطفی دونفر حسابی واسه خودش لوس شده بود

یه نفر را فرستادم شاندیز کیش با خانمش اومده بود فحش میداد ۶۰ تومن پیاده شده بود کلی خنده زیرزیرکی فرمودیم

آهان یه پازل درست کردم ۳۰۰۰ تایی راونزبرگر یکماه مداوم کار برد فقط ۲۲۰۰۰ چوب پول قاب و شیشه اون شد خیلی خوشگله یه جنگ دریایی هست مال ۳۰۰ سال پیش

با یه آدم نازنین رفتیم قابش گرفتیم و چه روز شیرینی بود که یه تصادف مهیب از بیخ گوشم گذشت نزدیک بود سمندمونو با یه پراید ترکیب کنم و از عقب یه حال اساسی به اون پراید بدم که امدادهای غیبی و همون نازنین به فریادم رسیدن و بصورت میلی متری فرار کردم

در سفر آتی به ولایت حادثه بزرگی در کمین هست :

بیمه شخص ثالث ۲۰۶ .....

در ایام حضور در منزل همچون یه شهروند دوست داشتنی رفتیم ماشینهامونو معاینه فنی که یکیش با تک ماده ۵۰۰۰ تومنی حل شد

وای یه جعبه شکلات گالاکسی گرفتم اینقدر خوشمزه است جای همتون خالی باشه چون میخورینش میرین پی کارتون

دیشب اینجا تگرگ اومد چشمای ما گرد شده بود ۷ دقیقه بارید مثل قلوه سنگ میخورد تو ملاجمون

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم بهمن 1388ساعت 14:59  توسط کپل  | 

کپل و جمعه

کپل امروز جمعه ساعت ۱۱ کمی قبل از چلوکباب ظهر داره در محل کار بروزرسانی انجام میده

کپل وبلاگ چند نفر را دیده خزعبلاتشونو خونده به چند تا جواب داده و حالا داره مال خودشو مینویسه

کپل در حکمت عقل تهیه کننده خورشت آلوچه مونده که چه جوری همچین غذای کوفتی درست کرده

کپل داره فکر میکنه بازی پرسپولیسو امروز چه جوری ببینه تا یکم حرص بخوره

تو شهر کپل در ایامی که بود ۳ روز بارون مشتی بارید آی چسبید

کپل یه مهمونی ناهار هم رفت که خیلی خیلی بهش خوش گذشت کباب لقمه اون بد نبود اما جوجه کلاغش بهتر بود

فردا برگ مهمی از تاریخ کپل ورق خواهد خورد چون روز مهمی در پیش است

کپل داشت فکر میکرد چرا این دخترکان وبلاگی زودتر شووور نمیکنن تا از دیدن انها کرکر خنده سر بدهیم

کپل خانه میخرد؟

کپل به مسافرت میرود؟

کپل ماشین میخرد؟

کپل مهمانی میرود؟

کپل هیچکاری نمیکند؟

فکر میکنید کپل در صدد کدامیک از موارد بالاست؟

کپل خوابش اومد

کپل گشنش شد

کپل رفت

 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم آذر 1388ساعت 11:0  توسط کپل  | 

کپل و جمعه

 کپل در امروزکه  جمعه هست لحظاتی پیش خواندن روزنامه بعد از صبحانه را تموم کرده

کپل حالا پاهاشو از روی میز جمع میکنه

کپل تصمیم به خوردن چای مجدد میگیره

شایان ذکر اینکه کپل به درخواست عزیزی به هر سختی که شد مقداری پول مشتمل بر دو اسکناس را لای یه قران جیبی جا داده

کپل داره به ناهار آبگوشت امروز فکر میکنه

کپل میخواد یه کمکی ( با فتح بخونید) زبان بخونه

کپل حالا به این نتیجه میرسه که بعد از بروز رسانی و اینترنت گردی بشینه فیلم Proposal را نگاه كنه كمي متبسم بشه

كپل به اين فكر ميكنه امروز عصر شهر بره واسه خريد يا بره هتل تنبلي

كپل داره تو افكار خودش غلت ميزنه كه يه شكلات Toblerone ميخوره

كپل سرشار از سرخوشي ناشي از تنبلي مردونه است

كپل به ليوانش مينگرد كه هنوز فاقد چاي است

كپل در يه لحظه عارفانه بدون هيچ مناسبتي به ياد شعر زير مي افتد :

‍زاهد ظاهر پرست از حال ما آگاه نيست

                                                   در حق ما هرچه گويد جاي هيچ اكراه نيست

كپل اكنون پاهايش را بروي ميز برميگرداند تا دوباره خواب عزيزانش را ببيند

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت 8:33  توسط کپل  | 

کپل و 20 آبان

با توجه به درخواستهای مکرر دوستان ... کپل حرکت میکند

در ایام غیبت اتفاق خاصی نیفتاد به جز موارد زیر :

۱- پرسپولیس برد

۲- استقلال باخت

۳- شهر کپل یه شب بارون اومد

۴- کپل به جای بیماری سخت فقط چند تا عطسه کرد

۵- کپل کلی عکس چاپ کرد

۶- کپل تصمیم به خرید آلبوم گرفت

۷- کپل میخواد خانه بخرد از مدل پیش فروشی

۸- کپل یه دوربین سونی HX1 واسه داداشش خريد

9- كپل مقدار معتنابهي از مهر و عطوفت مادري و ... برخوردار شد

10- كپل يه كاري راشروع کرده  اميدواره تا نيمه آذرماه تموم شه

11- كپل 28 گرم لاغر شده

12- كپل تصميم به اجراي نظام 5S در اتاقشو گرفته

13- كپل در حال انتخاب LCD ميباشد

14- كپل دلش واسه آبجي كوچولوش در يه جاي دور تنگ شده

15- كپل داره واسه سفر بعدي برنامه ريزي ميكند

16- كپل ...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 8:17  توسط کپل  | 

یاشاسین کپل

در زمانی که کپل در تهران بود جمعی از آذربایجانیهای مقیم تهران شدیدا از همزبانانشان درخواست میکردند برند تراختوور را جلو پرسپولیس تشویق کنن ... که این امر به دو زبانت صورت میگرفتی اول ترکی بعد فارسی !!

هی هم میگفتند:

یاشاسین آذربایجان انایوردوم

یا شاسین تراختووور

خلاصه بساطی بود

ولی

اما

در نهایت تراختور سازی بازی را واگذار کرد

نکته جالب این بود که اغلب بازیکنان تراختور اصلا ترک نبودند !!!

آقا نبودین کپل چه جوری به خودش رسید

کپل ناهار رفت نایب پارک ساعی غذا سفارش داد ... گارسون بهش گفت منتظر دوستتون میشین؟؟؟ کپل گفت نه قربان اینها همش مال خودمه

روز بعد هم شام رفتیم ساختمون آ اس پ اونجا هم خوب چسبید به کپل حتما برین ولی بهتره مثل من مهمون باشین

آقا تا یادم نرفته بگم دونر کباب تهران را از دست ندین پایینتر از پل رومیه تو خیابون شریعتی یه ساندویچ میده باب کپل

مغز + زبان+ پنیر پیتزا  را با هم سرخ میکنه یه سس مشتی هم میزنه روش ... آی خوشمزه است

کپل یه خرید هم کرد کلی فکر کرد تا چی بخره .. آخرم خریدش ....

حالا بیایید همه با هم دعا کنیم امروز اصفهانیا استقلالو ببرن

دلم واسه خونه و مامانم  خیلی تنگ شده

امروز اینجا هوا خوبه شده ۲۷ درجه بالای صفر

ناهار کپل امروز استامبولی با قارچه من نینیخوام

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 11:4  توسط کپل  | 

کپل تکون خورد

بالاخره کپل تکون خورد

یه مدتی بود کپل روزه اینترنت گرفته بود و حالا وقت افطارش شد

کپل چند روزی را در پایتخت دود گرفته تهران در معیت جمعی از کارکنان خبره شرکت را به منظور بازدید رسمی از ایران خودرو و یکی دو تا شرکت دیگه سپری کرد

اکنون به ولایت برگشته و مشغول برخورداری از عطوفات مادرانه هست

ضمنا در ان ایام قصد حضور در ورزشگاه آزادی را داشتیم که به دلایلی منتفی گردید

تازه فهمیدیم چرا ایران خودرو ضرر میدهد بابا اینقدر کارکنانش زیاده که همه انگار دارن راه پیمایی میکنن

حضور جمعی ما در تهران سبب شد که همه تهرانیها از دیدن اینهمه آدم متخصص شوکه بشن

ضمنان در این ایام کله پاچه فروشی .. کبابی ( نایب سر ساعی  ) جوجه کباب حاتم سر ظفر و ... بصورت خاص خوشحال بشن چون جمعی ۱۳ یا ۱۴ نفره گشنه میمودن مثل جاروبرقی میخوردن و میرفتن

جماعت متاهل بصورت روزانه در حال گزارش دادن به همسران گرامی بودن و همین امر مایه انبساط خاطر جمعی را فراهم می نمود

در سفر رفت بر هواپیمای توپولفی سوار گشتیم همی نو اما ما همی دعا سردادیم

باقی دوستان با ماهانی امدن که به حال ما توپولف سواران غبطه همی خوردند چون شاگرد شوفر هواپیما ( همان کمک خلبان محترم) از جامعه نسوان بودندی ... خود بخوانید وقتی این ضعیفه به همه اعلام مینماید سرنوشت شما مسافران گرامی بدستان  ناتوان او بسته هست همه را احساس ناامنی جمعی فرا گرفتندی

در کیش ایر ما یه بویینگ ام دی ۸۳ بود که خلبان اکراینی اون مثل هندیها حرف میزد که باز خندیدیم

دیروز به دلیل خواب آلودی شوفر یه اتوبوس مسافری که از کرج عازم شیراز بود از جاده منحرف و با اتوبوس دانشجویان شاخ به شاخ تصادف میکند که چند تن از عزیزان به دیار باقی شتافتند

ای قوم به حج رفته بیایید کپل باز عازم تهران هست بیایید بیایید

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 17:52  توسط کپل  | 

استقلال 1 – پرسپولیس 1؛ تساوی در داربی انفجاری

گرچه طلسم تساوی در داربی ها نشکست اما این مسابقه یکی از زیباترین بازی های دو تیم در چند سال گذشته بود که در سطح بالایی از هیجان برگزار شد

fabio janoario saman aghazamani

fabio janoario saman aghazamani

گل ها: عادل کلاه کج (50) برای پرسپولیس و حسین کاظمی (55) برای استقلال

 داور: محسن ترکی تماشاچی : 85 هزار نفر

 اخطار:آقازمانی، وسلی و زارعی (پرسپولیس) ، حیدری ، مجیدی و صادقی (استقلال)

 استقلال: وحید طالب لو – پژمان منتظری ، هاشم بیگ زاده ، هادی شکوری، امیرحسین صادقی – حسین کاظمی، خسروحیدری ، فابیو جانواریو ، فرهاد مجیدی (80 رینالدو) ، سیاوش اکبرپور ، رضا عنایتی

 پرسپولیس : میثاق معمارزاده ، مجتبی شیری(65 جلال اکبری)، شیث رضایی ، سپهر حیدری ، علیرضا محمد ، سامان آقازمانی (60 هوار ملامحمد)، مهدی شیری (70 مجتبی زارعی)، عادل کلاه کج، میثم بائو، وسلی برازیلیا، هادی نوروزی

 نگاه کلی : وقتی فابیو جانواریو در دقیقه 94 با پاسی عمقی رضا عنایتی را صاحب توپ کرد، فریاد هواداران به آسمان می رسید. این آخرین موقعیت داربی شصت و هفتم بود که برخلاف پیش داوری ها تماشایی و جذاب از کار درآمد. استقلال و پرسپولیس با وجود نمایش احتیاط آمیز در نیمه اول در نیمه دوم با حملات پی در پی روی دروازه ها بازی زیبایی به نمایش گذاشتند.

شگفتی : حضور سامان آقا زمانی در پست هافبک دفاعی یک توفیق اجباری برای پرسپولیس بود که این تیم را به داشتن یک بازیکن فداکار و آینده دار در پست هافبک دفاعی امیدوار کرد. کرانچار به جز این تغییر چندانی در ترکیب تیم نداده بود و ترکیب استقلال هم همان چیزی بود که تصور می شد. استقلال 4-4-2 و پرسپولیس با شیوه 4-2-3-1 بازی را آغاز کرده بودند.

قابل انتظار: آنچه در نیمه اول اتفاق افتاد را بارها پیش از این در داربی ها دیده بودیم. مسابقه کسل کننده و احتیاط آمیز که بدون فراز و فرود به پایان رسید. البته هر دو تیم در نیمه اول موقعیت هایی را داشتند اما بیشتر لحظات به ارزیابی گذشت. همانطور که قبلا هم گفته شده داربی مسابقه ایست که دو تیم در انتظار حرکات یکدیگرند.

شروع هیجان: گل کلاه کج موازنه را به هم زد و باعث شد استقلال به بازی انتحاری روی بیاورد. با این تغییر هیجان بازی بالا رفت و تا پایان مسابقه توپ روی دروازه ها ارسال می شد و هر دو تیم موقعیت های بی شماری را از دست دادند. در این میان حرکات خسرو حیدری و بیگ زاده در استقلال، خونسردی شیث رضایی و تحرک وسلی در پرسپولیس به چشم می آمد. این فوتبال زیبا اما در نهایت با نتیجه ای به پایان رسید که شاید قابل حدس بود، و این همچنان نقطه ضعف بزرگ داربی ماست.

شرح گلها:

 1-0 (پرسپولیس): اشتباه مسلم مدافعان استقلال و تیزهوشی هادی نوروزی او را در موقعیت تک به تک با طالب لو قرار داد که طالب لو با خطا وی را متوقف کرد. ضربه پنالتی را مهدی شیری زد که طالب لو آن را دفع کرد اما توپ برگشتی توسط عادل کلاه کج به گل اول بازی تبدیل شد.

 1-1 (استقلال): سانتر بی نقص فابیو جانواریو روی سر عنایتی فرود آمد و او با ضربه سر توپ را به دهانه دروازه فرستاد که حسین کاظمی با پیشانی توپ را به داخل دروازه انداخت.

اتفاق ویژه: این هیجان انگیزترین داربی تهران در چند سال گذشته بود. مسابقه ای که بعد از یک نیمه ناامید کننده تبدیل به یک نبرد انتحاری شد. این تساوی این بار طرفداران هر دو تیم را که برتری چندانی نسبت به یکدیگر نداشتند راضی به خانه فرستاد.

بهترین بازیکن: عادل کلاه کج، هافبک دفاعی پرسپولیس یکی از بهترین بازی های چند سال اخیر خود را به نمایش گذاشت و نقش موثری در مقابله با موج های تهاجمی حریف ایفا کرد. او نمایش خود را با گل فرصت طلبانه اش کامل کرد. در استقلال هم هاشم بیگ زاده مدافع چپ این تیم فراتر از حد انتظار ظاهر شد و بارها دروازه حریف را با خطر مواجه کرد.

+ نوشته شده در  جمعه دهم مهر 1388ساعت 19:27  توسط کپل  |